|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
چهارشنبه ، 5 فروردين 1388 ، 16:58 |
|
نا شدنی های عید بشر از هیچ پدیده ای به اندازه عید<< درس های نیاموخته >> ندارد (اگر معنی این جمله را متوجه نشدید، به گیرنده های خود دست نزنید . ایراد از فرستنده است که میخواسته یک جمله عمیق، پیچیده و فلسفی از خود ش ساطع کند!). منظوراینست که درس هایی که آدمیزاد باید از آمدن و رفتن این همه عید در زندگی اش می گرفته و نگرفته ، از درس هایی که ازگذر هر پدیده دیگری باید میگرفته و نگرفته بیشتر است (چیه اگر باز هم متوجه نمیشوید به پرانتز اول مراجعه کنید) .تاریخ ثابت کرده که میانگین فعالیت های مفید یک فرد معمولی در ایام عید ، به مراتب از میانگین فعالیت های مفیدش درهر بازه زمانی 2-3 هفته ای دیگر کمتر است . لیکن این انسان خطا کار هنوز آدم نشده و از یک ماه مانده تا عید شروع میکند به نقشه کشیدن و خیال خوش بافتن و آرزو و ایده پرداختن . ایده هایی که به راحتی با معجون 3 جزئی << بپک >> (بالش ، پتو ، کنترل تلویزیون) از یاد میروند . از بین کارهای هرگز انجام نشونده ، اینها بیشتر از همه در تاریخ آمده اند . درس خواندن هیچ کدام از ما خاطره خفت و خواری پر کردن پیک شادی در شب سیزده به در از یادمان نمی رود . با این همه اگر درهفته آخر سال سری به ترمینال های شهرتان بزنید و ساک و کوله های دانشجویان شهرستانی عازم ولایت را خالی کنید به اندازه تمام قفسه های کتابخانه ملی ، جزوه و کتاب و حل المسائل پیدا خواهید کرد ، کتاب هایی که بدون شک تا آخر تعطیلات از ساک و کوله مربوطه بیرون نخواهد آمد و رنگ نور را هرگز به خود نخواهند دید . (البته نگارنده از این امر مستثنی است نه از آن جهت که درس میخواند ، نه ، از این جهت که اصلا کتابی همراه خود حمل نمیکند ) برای خواندن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید
|
|
آخرين ويرايش : شنبه ، 15 فروردين 1388 ، 22:11 |
|
ادامه مطلب ...
|